شنیدم روز انتخابات مجلس میخواهند تمام اینترنت رو بلاک کنند. این درسته؟
دوستان بلاگر چیزی از این بابت شنیدن؟
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 20:19  توسط علی
|
نمیدونم که شنیدید در نزدیکی تبریز یک انفجار شدید تمام شهر روتکان داد و شیشه پنجره های منازل نزدیک محل از شدت انفجار همه شکستند و مردم از ترس اینکه زلزله شده ریختند توی خیابون ها.
ایرنا گزارش داد که نیروهای سپاه ناحیه تعدادی از مواد منفجره غیرقابل استفاده را از بین بردند. به نقل این گزارش این یک انفجار کنترل شده بود و خسارت جانی ببار نداشته.
البته ایرنا گزارش نداد که چون ارزشی برای مردم بیچاره اون محل قائل نبودند به آنها هم خبر ندادند که این همچین عملیات انفجاری را میخواهند انجام دهند تا مردم آماده باشند.
خواندن این خبر منو یاد روزهای جنگ انداخت بخصوص که جمعه سالگرد بیستمین سال شروع جنگ است. البته زمان جنگ من خیلی جوون بودم ولی خوب صدای بمب، انفجار و آژیر و خرابی، تاریکی، وحشت، کمبود آذوقه، گاز، نفت، و بنزین در ذهنم است. هنوز گاهی کابوس اون روزهارو میبینم.
مسئله عمگین اینه که بعد از این همه سال که جنگ مثلا تمام شده میبینیم که چیز زیادی عوض نشده. بعداز ریختن خون اون همه جوون این سرزمین هنوز گریبانگر جنگ هستیم فقط این جنگ تهاجم صدام حسینی نیست، تهاجم احمدی نزادی و حامیان اوست برضد ملت
اقتصادمون که بدتر شده
کمبود گاز، جیره بندی بنزین که هنوز وجود داره
گرانی قیمت مسکن که بیداد میکنه
بیکاری
تورم اقتصاد
اختلاف و فساد بین مقامات دولتی
هنوز جوون های بی گناهمون در اسارت بسر میبرند و خونش ریخته میشه
تحریم بانکی، اقتصادی و بازرگانی که شدیم
توی این دنیا هم که با این رئیس جمهور و دولت آبرومون رفته
کشورمون هنوز در تلاطم و ناآسودگی است
حقوق شخصی و حرمت مادران، خواهران و دخترهامون که لگدمال شده
زمان جنگ صدام حسین مهاجم و دشمن ما بود
حالا بعداز این همه سال بی لیاقتی، بی عرضگی و نادانی مسئولین دولت خودمان مهاجم ما هستند.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 22:6  توسط علی
|
قبلا درباره شاگردم رضا نوشتم. یه مدتی عایب بود میدونستم چون توی اون سوز وسرمای برف و بی گازی خیلی مریض شده بود. بالاخره برگشت سر کلاس که امتحاناتش را بده. میدونین جای تعجب اینجاست که با همه مشکلاتی که از نظر فقر و بی سرپرستی روبروست هنوز احساس مسئولیت میکنه که بیاد امتحاناتشو بده. البته چون درس نمیخونه نمره هاش اونقدر خوب نیستند با این حال سعی خودش رو میکنه.
میدونم که توی یه اتاق کوچک با مادرش و دوتا خواهر کوچکتر از خودش زندگی میکنه. باباش معتاد بوده و حالا هم معلوم نیست کجاست. مادرش با رختشوئی و کلفتی سعی میکنه زندگی اشون رو بگذرونه ولی از ظاهر رضا معلومه که به سختی روزگار رو میگذرونن.
گاهی اگر بتونم سعی میکنم یه مقدار پول بهش بدم ولی اینقدر این بچه مغروره که نمیگیره. خانمم پیشنهاد کرد که بجای پول یه چیزی برای خواهراش یا مادرش بدم. منهم چندتا از لباسهای دخترم که براش کوچیک شده بود ولی هنوز قابل استفاده بودند کادو پیچی کردم و به رضا گفتم این برا ی خواهراشه. تو چشماش برقی افتاد و گفت آره شاید خوشحالشون کنه بعد چیزی گفت که توی دلم خالی شد.
گفت: مادرم به فاطمه میگه میخواد شوهرش بده. فاطمه فقط سیزده سالشه اون فقط گریه میکنه خیلی میترسه. من مرد خونه ام نیمذارم
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 20:55  توسط علی
|
در آفتاب نیوز خواندم که مرکز پژوهشی مجلس اعلام کرده بود که امسال دولت قادر نخواهد بود بدهی های دولتی اش را پرداخت کنه و بودجه ای که آقای احمدی نژاد به مجلس ارائه داده نه تنها شرایط اقتصادی کشور را در وضع وخیمتری قرار میدهد بلکه هزینه دولت را به حدی افزایش خواهد داد که تورم چندبرابر بالاتر خواهد رفت. البته در نظر داشته باشید که 56 درصد بودجه سال 1387 فقط اختصاص داده شده به اعتبارات کنونی بجای هزینه های کلی.
البته من از اقتصاد چیزی سردر نیمارم، معلم تاریخم - ولی وقتی حتی برای مخارج اساسی زندگی مثل گاز و آب و برق و پول کرایه خونه یه لقمه نون من و همسرم از صبح تا شب هرکدوم باید سه جا کار کنیم تازه آخر ماه هم کم میاریم، باکمال شفافی میبینم که بودجه آقای احمدی نژاد نه تنها دردی از ما کم نمیکنه بلکه شرایط دشوارتری برای ما ایجاد خواهد کرد.
شاید هم این راهبردی احمدی نژاد است که اگر مردم را گرفتار و گرسنه نگهدارد دیگه کسی توانائی اعتراض نخواهد داشت چون مردم باید آنقدر دنبال مشکلات زندگی شان باشن که نای حرف زدن نخواهند داشت.
مجلس هم که این بودجه را قبول کرده. حالا خدا میدونه که چطور مجلس بعنوان نماینده و صدای ملتی اینطور در مقابل قدرت نمائی رئیس جمهور سرخم کرده؟
اینطور که بوش میاد احمدی نژاد داره قدرت مطلق را در دست میگیره و هیچ مرجعی هم جرات نمیکنه جلودارش بشه.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 19:32  توسط علی
|
در روزنامه فارس نیوز خواندم که حجت السلام والمسلمین حسینی نائب ، معاون فرمانده نیروی بسیج در یک گردهمآیی مقامات بسیجی گفت که حضرت محمد یک معلم بوده و این یک پیشه خدائی است و بسیج هم یک نیروی تعلیماتی است یعنی بسیجی ها معلم و دبیر هستند و باید به مردم ارزش ها و فرهنگ انقلاب اسلامی را بیآموزند.
سوالم این است که این ارزشها و فرهنگ انقلاب اسلامی که ایشون میفرمایند چیست؟
تا آنجائی که ما دیدیم فرهنگ انقلاب اسلامی مخالف پرورش آزادی افکار و اعقاید و سخن بوده
ارزشهای انقلاب اسلامی هم در اسیر گرفتن جوانان بی گناه، سنگسار کردن زنان بی دفاع و سرکوب افکار آزادیخواهانه بوده.
من خودم یک دبیرم که هرروز در کلاس و بین شاگردانم نتایج این انقلاب اسلامی را میبینم. اکثر شاگردان این مدرسه از خانواده های بسیار فقیری میآیند که بخاطر این انقلاب اسلامی به این فقر و بدبختی رسیده اند.
متاسفانه شیوه تدریس نیروهای بسیجی کشور اسلامی ایران با چوب و چماق و طناب اعدام است.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 22:23  توسط علی
|
کم کم داریم به روز انتخابات مجلس نزدیکتر میشیم.
کاندیداهای اصلاحطلب هم که همه اشون درصلاحیت شدند
احمدی نژاد هم که در واقع برای مجلس تره هم خرد نمیکنه و اصلا داره قدرت را از مجلس میگیره و برای مجلس یه فاتحه بی الحمد هم نمیخونه
اینطور که بوش نیاد واز کارهای که گروه احمدی نژاد میکنند این انتخابات واقعا به رای مردم کاری نداره
جای تاسف است که مجلسی که قرار بوده نماینده سالم مردمی باشه اینطور دربرابر حرکت های رادیکالی رئیس جمهور سکوت اختیار کرده و هیچ اقدامی انجام نمیدهد
یه مثال خوبی داریم که میگه
خدانکند که گدا معتبر شود
گر معتبر شود
زخدا بی خبر شود
نقل این گدا کرده که مزه قدرت رو چشیده
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 23:7  توسط علی
|
چند روز میشه که توی بلاگم وقت نکردم چیزی بنویسم. از بسکه گرفتارم و دارم دنبال یک لقمه نون مثل سگ میدوم. بعدش انگار هر چی بیشتر میدوم فاصله ام ار رفاه و آرامش زندگی دورتر میشه. احساس میکنم اگر حرف دلم رو جای نگم یا ننویسم دیگه از زور فشار بترکم. خدارو شکر میتوانم گاهی درددلم رو اینجا بنویسم و یه مقداری خودم رو خالی کنم. این هم تراپی منه. پول که ندارم برم با یک روانشناس خوب و معروف حرف بزنم. تازه اگر هم میتوانستم این کار رو بکنم حتما میخواست یک دوای ضدافسردگی گرانقیمت برام تجویز کنه که چون پول ندارم که اون دوا رو بگیرم بیشتر افسرده میشدم. اینم قصه غصه های من.
در ضمن رضا دوباره غایب بود.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 18:37  توسط علی
|
چند روز بود که رضا نیامده بود به مدرسه. خوب چندروز که بخاطر برف و سرما مدرسه بسته بود - ولی بعدش نیمدونستم که چرا سروکله اش تو کلاس پیدا نشده. معمولا همیشه به کلاس میاد، اگرچه فقط فیزیکی اونجاست، فکرا خدا میدوه.
بالاخره دیروز اومد سرکلاس
رنگش خیلی پریده بود- زیر چشماش گود افتاده بود- شدیدا هم سرفه میکرد
پرسیدم رضا کجا بودی، مریض بودی؟
جواب داد یه کمی سرماخورده بودم حالا بهترم
گفتم رضا خیلی سرفه میکنی دکتر رفتی؟
یه خورده نگاهم کرد و گفت: بله آقا مادرم ماشین فرستاد دم بیمارستان - دکتر اومد خونه امون معاینه کاملم کرد - خودش رفت نسخه امو از دواخونه گرفت و یه پرستار هم آورد بالا سرم تموم وقت که به موقع دوا و شربت سینه امو بده بخورم تا مادرم باخیال راحت بره سر رختشوئی اش
بعد قاه قاه زد زیر خنده تا دوباره افتاد به سرفه
گقتم برو خونه بخواب
پرسید آقا میتونم اینجا بخوابم از خونه امون گرمتره
تو کلاس فقط به بخاری برقی کوچیکه.....
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 19:48  توسط علی
|
خبرگذاری خانه ملت آمار ثبت نام قطعی داوطلبان هشتمین دوره مجلس را اعلام کرد. ولی اینط.ر که در مطبوعات سروصدا کرده اینه که اکثر کاندیداهای اصلاح طلب رد صلاحیت شدند.
اسمشه که این انتخابات آزاده و براساس قوانین، ولی بوش می آد که داره خیلی قانون شکنی میشه.
این ادعاهای که انتخابات در فضای سالم و آزاد انجام میگیره یه افسانه بیشتر نیست.
احمدی نژاد به خبرنگاران گفت که انتخابات در جمهوری اسلامی مردمی است و هیچ کس حق تجاوز و عدول از قانون را ندارد. چرا اصرار دارید که افرادی که واجد شرایط نیستند جلو بیندازید و به قانون تحمیل کنید.
یه نفر نیست از رئیس جمهور بپرسه پس شما چطور خودتان را دارین به زور تحمیل مردم و قانون میکنین؟
والا آقای احمدی نژاد با این بی لیاقتی هاش و لجبازی هاش ثابت کرده که واجد شرایط اداره کشور نیست.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:37  توسط علی
|
جیره بندی برق بدنبال گاز
اینطور که وزیر نیرو، سید پرویز فتاح اعلام کرده - برق هم جیره بندی میشه. دلیلی هم که ایشون توضیح دادند اینه چون شبها سرما به اوج بیشتری میرسد، مجبوریم در ساعات اولیه بامدادی برق برخی از مناطق را قطع کنیم.
ایشون اضافه کرد که امیدوار است مردم تحمل کنند تا موج سرما پشت سرگذاشته شود!!!!!!!
نمیدانم باید به این بی لیاقتی مسئولین دولت بخندیم یا گریه کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟
نمی فهمم که ما مردم بیچاره ایرانی چه گناه کبیری مرتکب شدیم که اینطور باید با این دولت قصاص پس بدهیم........
خیر پیش بلادور
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:19  توسط علی
|